<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی حکمرانی متعالی</title>
    <link>https://hm.sndu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی حکمرانی متعالی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تبیین و ارائه الگوی مفهومی حکمرانی متعالی بر اساس آموزه‌های اسلامی؛ با استفاده از مدل سه‌شاخگی</title>
      <link>https://hm.sndu.ac.ir/article_4078.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تبیین مفهوم حکمرانی متعالی و ارائه الگوی مفهومی جامع مبتنی بر آموزه‌های دینی ـ اسلامی با استفاده از الگوی سه‌شاخگی است. این مطالعه در پی آن است تا با بهره‌گیری از مبانی نظری اسلام، چارچوبی بومی و ارزش‌محور برای حکمرانی ارائه کند که بتواند پاسخگوی چالش‌های معاصر نظام‌های حکمرانی در جوامع اسلامی باشد. پژوهش از نظر هدف، بنیادی ـ کاربردی و از حیث روش، کیفی است. به‌منظور دستیابی به شناختی عمیق از ابعاد و مؤلفه‌های حکمرانی متعالی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی، از روش کیفی فراترکیب استفاده شده است. بدین منظور، ابتدا با اتکا به یک شیوه‌نامه چهارمعیاره، جستجوی نظام‌مند منابع علمی مرتبط با مفاهیم حکمرانی متعالی، سرزندگی و پویایی سازمانی و عوامل سازنده آن در پایگاه‌های معتبر علمی انجام شد. پس از غربالگری و روایی‌سنجی مطالعات، سرانجام 31 مقاله واجد شرایط انتخاب شد و مورد تحلیل قرار گرفت. هم‌زمان، داده‌های پژوهش از طریق مطالعه اسنادی، تحلیل محتوای متون دینی شامل قرآن کریم، روایات معتبر و منابع اصیل اسلامی و نیز ادبیات نظری حکمرانی گردآوری شد؛ سپس با بهره‌گیری از تحلیل محتوای کیفی و رویکرد تحلیل مفهومی، مؤلفه‌های استخراج‌شده سازمان‌دهی شد. در مرحله نهایی، با به‌کارگیری الگوی سه‌شاخگی، ابعاد و عوامل شناسایی‌شده در سه بُعد رفتاری، ساختاری و زمینه‌ای طبقه‌بندی، و در قالب الگوی مفهومی منسجم برای تبیین حکمرانی متعالی اسلامی ارائه شد. بر اساس یافته‌ها، حکمرانی متعالی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی در سه بعد ساختاری ـ نهادی، محتوایی ـ رفتاری و زمینه‌ای ـ بستری قابل تبیین است. این ابعاد شامل سازوکارهای شفاف و پاسخگو، رفتارهای اخلاق‌محور و ارزش‌محور مدیران و بسترهای اعتماد، مشروعیت و سرمایه اجتماعی است. یافته‌ها نشان می‌دهد تعامل هماهنگ این سه بعد به سرزندگی، پویایی و تعالی نظام حکمرانی منجر می‌شود؛ همچنین، اعتبارسنجی الگو با نظر خبرگان و ضریب کاپا، صحت علمی و قابلیت اتکای الگو را تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی پیامدنگر در قرآن؛ تحلیل دوگانه «عبرت» و «اسوه» در فرایند جامعه‌سازی</title>
      <link>https://hm.sndu.ac.ir/article_4079.html</link>
      <description>قرآن کریم الگویی پیامدنگر از حکمرانی و جامعه‌سازی ارائه می‌کند که ارزیابی نظام‌های سیاسی را نه بر پایه ساختارهای صوری، بلکه بر مبنای نتایج اجتماعی، اخلاقی و تاریخیِ کنش حاکمان ممکن می‌سازد. مسئله‌ اصلی این پژوهش، تبیین نظام‌مند الگوی دوگانه قرآنیِ &amp;amp;laquo;عبرت/ اسوه&amp;amp;raquo;، و تبدیل آن به چارچوبی تحلیلی و عملیاتی برای سنجش حکمرانی، با هدف بررسی بازتاب این الگو در گفتمان بنیان‌گذاران انقلاب اسلامی ایران است. پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از تحلیل محتوای آیات مرتبط با سنت‌های الهی و حکمرانی پیامبران، و نیز تحلیل گفتمان متون تأسیسی انقلاب اسلامی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد قرآن، از یک‌سو با واکاوی پیامدهای حکومت‌های ظالمانه، شاخص‌های سقوط و زوال سیاسی را در قالب &amp;amp;laquo;عبرت&amp;amp;raquo; صورت‌بندی، و از سوی دیگر، با معرفی سیره پیامبران و صالحان، الگوی &amp;amp;laquo;اسوه&amp;amp;raquo; را به‌ منزله الگوی تجویزیِ حکمرانیِ عادلانه عرضه می‌کند. تحلیل گفتمان انقلاب اسلامی نیز بیانگر بازتولید آگاهانه همین الگو است؛ به‌گونه‌ای که نقد نظام پهلوی بر پایه مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;عبرت&amp;amp;raquo;، و ترسیم نظام جمهوری اسلامی بر اساس شاخص‌های &amp;amp;laquo;اسوه&amp;amp;raquo; سامان یافته است. نتیجه پژوهش، ارائه &amp;amp;laquo;الگوی تحلیلی دوگانه عبرت/ اسوه&amp;amp;raquo; به‌عنوان چارچوبی بومی و قرآنی برای مطالعه حکمرانی و تبیین انقلاب اسلامی به‌مثابه نمونه‌ای معاصر از تحقق آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی معرفت شناختی حکمرانی اسلامی</title>
      <link>https://hm.sndu.ac.ir/article_4080.html</link>
      <description>حکمرانی اسلامی به‌عنوان الگویی متمایز از نظام‌های رایج حکمرانی، بر منظومه‌ای معرفتی استوار است که مشروعیت، اهداف و سازوکارهای اداره جامعه را از تعامل میان وحی، عقل، اجتهاد و معرفت تجربی استخراج می‌کند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین مبانی معرفت‌شناختی حکمرانی اسلامی و بررسی نقش هر یک از این منابع در شکل‌گیری نظام حکمرانی دینی است؛ زیرا نبود چارچوبی منسجم در این حوزه می‌تواند به خلط مفاهیم و کاهش کارآمدی الگوی حکمرانی اسلامی منجر شود. پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، ضمن تبیین مفهوم حکمرانی اسلامی، نسبت آن را با شریعت، فقه و سیاست‌گذاری بررسی می‌کند و جایگاه منابع معرفت را در فرایند اداره جامعه تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که وحی مبنای مشروعیت و تعیین‌کننده ارزش‌ها و اهداف بنیادین حکمرانی اسلامی است. عقل امکان فهم و تحلیل مسائل اجتماعی و تدبیر امور عمومی را در چارچوب هدایت الهی فراهم می‌کند و اجتهاد نیز سازوکار پویای استنباط و تطبیق آموزه‌های شریعت با مسائل نوپدید را فراهم می‌سازد. در کنار این منابع، معرفت تجربی با ارائه شناختی واقع‌بینانه از شرایط اجتماعی و مدیریتی، زمینه تحقق عملی ارزش‌های دینی را در عرصه حکمرانی فراهم می‌کند. بر این اساس، حکمرانی اسلامی بر تعامل میان منابع گوناگون معرفت استوار است. چنین تعاملی ضمن حفظ اصول و ارزش‌های الهی، امکان پاسخ‌گویی به تحولات زمان، افزایش کارآمدی نظام حکمرانی و تحقق عدالت و مصلحت عمومی را فراهم می‌سازد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌شناسی الگوهای قرآنی حکمرانی تشکیلاتی زنان و کاربست آن در نظام جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://hm.sndu.ac.ir/article_4081.html</link>
      <description>مسئله اصلی این پژوهش، نبود نظام طبقه‌بندی‌شده از الگوهای نقش‌آفرینی تشکیلاتی زنان در قرآن و نبود الگوی بومی برای افزایش مشارکت راهبردی ایشان در سطوح گوناگون حکمرانی است. هدف پژوهش گونه‌شناسی الگوهای قرآنی حکمرانی تشکیلاتی زنان و ارائه چارچوبی عملیاتی برای کاربست آن در نظام جمهوری اسلامی ایران است. این پژوهش با روش تفسیر موضوعی استنباطی و رویکرد کیفی جهت‌دار، آیات مرتبط با شخصیت‌های زن قرآنی و سیره معصومین را تحلیل کرده است. داده‌ها با شناسه‌گذاری سه‌سطحی تحلیل شده‌ است. شش الگوی اصلی شناسایی شد: مقاومت درون‌نظامی (آسیه)، رهبری مستقل فرهنگی ـ روحانی (مریم)، حکمرانی شورایی (بلقیس)، شبکه‌سازی مردمی ـ خانوادگی (مادر موسی)، کارآفرینی اجتماعی (دختران شعیب) و کارآفرینی تمدنی (خدیجه). دو ضد الگو (همسران نوح و لوط) نیز برای تبیین ابعاد هشداردهنده تحلیل شده است. نوآوری پژوهش در خوانش تفسیری ـ کاربردی از آیه قوامیت است که نشان می‌دهد این آیه نه‌تنها با الگوهای حکمرانی زنان در تعارض نیست، بلکه مکمل این الگوها است. هر الگو با ویژگی‌های ساختاری، سازوکارهای عملیاتی، سازوکار‌های رفتاری و شاخص‌های موفقیت تبیین شده است و امکان تلفیق در مسیری تکاملی از خرد تا کلان را دارد. کاربست این الگوها در جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر ظرفیت‌های قانونی، سیره فاطمی و زینبی و بیانات رهبری، می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای مشارکت راهبردی زنان، تقویت گفتمان زن ایرانی و تحقق تمدن نوین اسلامی باشد. این پژوهش گامی مؤثر در نظریه‌پردازی نقش‌آفرینی زنان در نظام حکمرانی اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از سلوک فردی به حکمرانی جمعی: دلالت‌های کارکردی عنصر ولایت بر حکمرانی متعالی در بحرالمعارف مولی عبدالصمد همدانی</title>
      <link>https://hm.sndu.ac.ir/article_4082.html</link>
      <description>مولی عبدالصمد همدانی در اثر مهم خود بحرالمعارف، ولایت را به‌مثابه محوری‌ترین عنصر حکمت عملی شیعی ـ عرفانی معرفی می‌کند که فراتر از مفهومی نظری، پلی میان ساحت فردی و جمعی ایجاد می‌کند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که در شرایط عصر غیبت و چالش‌های حکمرانی معاصر، چگونه عنصر ولایت در اندیشه همدانی می‌تواند از سلوک فردی (تهذیب نفس و فنای فی‌الله) به الگویی کارآمد برای حکمرانی متعالی (عدالت توحیدی و هدایت اجتماعی) تعمیم یابد؟ سؤال اصلی پژوهش این است: دلالت‌های کارکردی عنصر ولایت در بحرالمعارف مولی عبدالصمد همدانی برای گذار از سلوک فردی به حکمرانی جمعی چیست؟ هدف اصلی پژوهش، استخراج و تبیین این دلالت‌های کارکردی با تأکید بر کاربردهای عملی آن در الگوی حکمرانی متعالی است. این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد هرمنوتیک (تفسیری) انجام شده است. روش اصلی، تحلیل محتوای متون اولیه با تکیه بر کتاب بحرالمعارف (تصحیح و ترجمه حسین استادولی) است. برای استخراج دلالت‌ها از تکنیک دور هرمنوتیکی (فهم متن در افق تاریخی ـ عرفانی و کاربرد آن در افق معاصر) بهره گرفته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ولایت در اندیشه صمدانی، از ولایت بر نفس (مراحل تهذیب ظاهر، تخلیه از رذائل، تحلیه به فضائل و مشاهده) آغاز شده است و به ولایت اجتماعی امتداد می‌یابد. این مفهوم با تأکید بر تهذیب نفس حاکمان، خدمت‌محوری، شفافیت اخلاقی، مبارزه با رذائل قدرت (حب جاه و مال) و تقویت عدالت توحیدی، الگویی کارکردی برای ساختار حکمرانی در عصر غیبت ارائه می‌کند. در نتیجه، اندیشه همدانی ظرفیت زیادی برای رویارویی با چالش‌های حکمرانی معاصر ازجمله فساد اداری، فاصله حاکم ـ مردم و معنویت‌زدایی دارد و الگویی متعالی مبتنی بر پیوند سلوک فردی و مسئولیت جمعی را پیشنهاد می‌کند که می‌تواند مبنایی برای بازاندیشی در حکمرانی اسلامی معاصر باشد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی حکمرانی رسانه‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://hm.sndu.ac.ir/article_4083.html</link>
      <description>حکمرانی رسانه‌های اجتماعی در عصر شبکه‌محوری، فراتر از کنترل سنتی، به‌مانند فرایندی چندبازیگری و مشارکتی برای راهبری تعامل نظام‌مند کنشگران حکومتی و غیرحکومتی در قلمروهای ملی و فراملی تعریف می‌شود. هدف این پژوهش کاربردی ـ توسعه‌ای، تدوین الگوی بومی حکمرانی رسانه‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران با شناسایی ابعاد، مؤلفه‌ها و راهکارهای اجرایی آن است. روش پژوهش توصیفی با رویکرد آمیخته کمی ـ کیفی است که داده‌ها از راه مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه، گردآوری، و با روش تحلیل مضمون تحلیل شده است. این پژوهش الگوی حکمرانی رسانه‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان نظامی چندبعدی، پویا و هنجارمند تبیین می‌کند که با عبور از رویکردهای خطی و دستوری، به‌دنبال استقرار حکمرانی هوشمند، مشارکتی و شبکه‌ای است. این الگو بر پایه هشت بعد درهم‌تنیده (قانون، فناوری، فرهنگ، اجتماع، امنیت، اقتصاد، سیاست و محیط ‌زیست) و با اتکا به اسناد بالادستی و ارزش‌های اسلامی ـ ایرانی استوار است. سازوکار اجرایی الگو، چرخه‌ای پیوسته، داده‌محور و مبتنی بر بازخورد است که از طریق &amp;amp;laquo;سیاست‌گذاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تنظیم‌گری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تسهیل‌گری&amp;amp;raquo;، ضمن جداسازی راهبردی نسبت به سکوهای داخلی و خارجی، به‌دنبال ایجاد تعادل میان آزادی‌های مسئولانه، توسعه اقتصاد دیجیتال و امنیت ملی است. سرانجام، این الگو با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و تأکید بر عدالت دیجیتال، مسیری سوم را در تقابل سنتی آزادی و امنیت ارائه می‌کند تا فضای مجازی را از عرصه تنها امنیتی به بستری برای تمدن‌سازی نوین اسلامی و گفتمانی جایگزین در برابر هژمونی دیجیتال غربی تبدیل کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
